
هنوز زوده که اسم پاییز روش بزاریم . برای من پاییز وقتیه که کاپشن بپوشم . تو خیابونا پرسه بزنم . روزائی که دیگه اینقدری هوا سرد باشه که بقیه کمتر هوس گردش بزن به سرشون . تو خونه نشستم.دلم گرفته .بعدازظهر دلگیریه . هنوز ظهر نشده بود که سر اینکه چرا دیروز بیخبر رفته خونه دوستش و اصلا چرا رفته با هم بگو مگو کردیم . حالم رو میفهمه . منم که حال خودم رو نمیفهمم . تا همین الان بهم زنگ نزده . طاقت ندارم . تو کوتاهترین زمان ممکن شمارشو میگیرم و با بهترین کلاماتی که دارم به حرفش میگیرم . همش سه دقیقه طول میکشه که باهاش زیر همون پل عابر پیادۀ همیشگی قرار بزارم . تا سر قرار...
ادامه مطلب